برخی از سرمایهگذاران فعلاً دست نگه داشتهاند و منتظر سقوط بزرگی در بازار مسکن هستند که تصور میکنند مدتهاست باید رخ میداده.دلیلشان؟ نظریهای بهنام چرخه ۱۸.۶ ساله املاک.
طبق این نظریه، بازار مسکن هر حدود ۱۸ تا ۱۹ سال یکبار، یک چرخه نسبتاً قابل پیشبینی از رشد، اصلاح و بازیابی را طی میکند. اما آیا این نظریه در عمل هم درست از آب درمیآید؟ بهویژه در استرالیا، جایی که کمبود عرضه، مهاجرت بالا و تفاوتهای منطقهای بین شهرها باعث میشود هر بازار رفتار خاص خودش را داشته باشد؟
در این مقاله نگاهی میاندازیم به آنچه دادهها میگویند و اینکه این چرخه برای خریداران و سرمایهگذاران امروز چه معنایی دارد.
چرخه ۱۸ ساله املاک چیست؟
نظریه در برابر واقعیت
چرخه ۱۸ ساله املاک بر این باور است که بازارهای مسکن یک الگوی تکراری را دنبال میکنند:
شروع با بازیابی پس از رکود، سپس اصلاحی کوتاهمدت، بعد یک دوره رونق شدید، و در نهایت سقوط بزرگ.
طرفداران این نظریه ادعا میکنند که این توالی تقریباً هر ۱۸ سال یکبار تکرار میشود و اگر سرمایهگذاران زمانبندی درستی داشته باشند، میتوانند در کف بخرند و در اوج بفروشند.
تقسیمبندی چرخه به چهار مرحله:
مرحله بازیابی (سالهای ۱ تا ۷):
قیمتها دوباره شروع به رشد میکنند، اعتماد به بازار بازمیگردد.
افت میانه چرخه (سالهای ۸ تا ۱۰):
یک کاهش یا اصلاح موقتی اتفاق میافتد—معمولاً بهدلیل احتیاط بازار یا عرضه بیش از تقاضا در کوتاهمدت.
مرحله رونق (سالهای ۱۱ تا ۱۴):
اعتماد به بازار تقویت میشود، شرایط وامدهی آسانتر میگردد و تقاضا بهشدت بالا میرود.
در این دوره، معمولاً بیشترین رشد قیمتی رخ میدهد.
مرحله سقوط (سالهای ۱۵ تا ۱۸):
داغ شدن بیش از حد بازار و افزایش سطح بدهیهای ناسالم، میتواند باعث سقوط شدید قیمتها شود.
چه اتفاقی بعد از بحران مالی جهانی برای بازار املاک استرالیا افتاد؟
رشدهای غیرمنتظره
پس از بحران مالی جهانی در سال ۲۰۰۸ (GFC)، نهتنها بازار مسکن استرالیا به حالت قبل بازگشت—بلکه بهطور چشمگیری افزایش قیمت را تجربه کرد.
در بازهی بین ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۷، قیمت میانگین خانه در سیدنی و ملبورن تقریباً دو برابر شد.
این دوره، طبق چرخه ۱۸ ساله، باید یک بازیابی آرام محسوب میشد—اما دادهها نشان میدهند که رشد قیمتها بسیار تندتر و قویتر از پیشبینی نظریه بود.
رشد نامنظم و ناپیوسته
بهجای آنکه بازار املاک استرالیا مسیر یکنواخت و قابل پیشبینیای را طی کند، روندی ناپایدار و متغیر را تجربه کرد.
در سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۸، بازار دچار کاهش سرعت شد، اما این افت بهاندازهای نبود که بتوان آن را “سقوط” نامید.
سپس با ورود کووید-۱۹، یک شوک بزرگ به بازار وارد شد که باعث نوسانات جدیدی گردید.
برخلاف پیشبینیها برای یک “ابر رونق”، طی پنج سال گذشته قیمتها در سطح ملی فقط ۳۹٪ افزایش یافت—که در مقایسه با دهههای قبل، افزایشی نسبتاً ملایم محسوب میشود.
این روند ناپیوسته و منطقهمحور باعث میشود این پرسش مطرح شود که:
آیا واقعاً هنوز میتوان به چرخههای بلندمدت تکیه کرد؟ یا بازار املاک امروز، بیشتر تحت تأثیر عوامل محلی، سیاستهای دولتی و محدودیت عرضه است؟
آیا در سال ۲۰۲۵ سقوطی در راه است؟
پیشبینی نظریه چرخه ۱۸ ساله
بر اساس نظریه چرخه ۱۸.۶ ساله، باید یک افت شدید در بازار مسکن در حوالی ۲۰۲۵ یا ۲۰۲۶ رخ دهد. اما برای اینکه یک سقوط واقعی اتفاق بیفتد، معمولاً باید یک جهش قیمتی شدید قبل از آن رخ داده باشد و در بازار مسکن استرالیا، چنین رشد پرشتابی تا به امروز مشاهده نشده. وقتی افزایش قیمت قابلتوجهی اتفاق نیفتاده باشد، فشار زیادی برای اصلاح یا سقوط قیمتها هم وجود ندارد.
دادههای واقعی در برابر پیشبینیها
وقتی به عملکرد واقعی بازار نگاه میکنیم، شواهد علیه وقوع سقوط حتی قویتر میشوند:
رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) در سطح جهانی و ملی، نسبت به دهه قبل کاهش یافته است
قیمت خانهها در استرالیا با سرعتی که حاکی از حباب سفتهبازی باشد رشد نکردهاند
در عوض، عرضه همچنان محدود است
رشد جمعیت در حال شتاب گرفتن است
و تغییرات نرخ بهره محرک اصلی تقاضا باقی ماندهاند
همه اینها نشان میدهد که بازار فعلی بر پایه فاکتورهای بنیادی حمایت میشود نه اینکه در آستانه سقوط باشد.
چرا نظریه چرخه ۱۸ ساله با بازار استرالیا تطابق ندارد؟
چرخههای بازار محلی با هم فرق دارند
استرالیا یک بازار واحد مسکن نیست بلکه هزاران زیربازار (micro-market) دارد که هرکدام بهطور مستقل حرکت میکنند.
برای مثال، در دهه ۲۰۱۰، سیدنی رشد تندی در قیمتها تجربه کرد، در حالیکه ملبورن رشد آهستهتری داشت و بسیاری از مناطق منطقهای (regional) برای سالها تقریباً ثابت بودند.در چنین شرایطی، تلاش برای اجرای یک نظریه کلی روی تمام این بازارهای متفاوت، وقتی بهصورت سابرببهسابرب بررسی شود، اعتبار خود را از دست میدهد.
قانون عرضه و تقاضا هنوز حرف اول را میزند
شرایط فعلی نشان میدهد که با کمبود مسکن مواجهایم، نه با عرضه بیش از حد.
بر اساس آمارهای رسمی از اداره آمار استرالیا (ABS) و تحلیلهای Oxford Economics،
بیش از ۱۰۰ هزار خانه کسری در سطح کشور وجود دارد.
دلایل اصلی این کمبود:
مهاجرت قوی و فزاینده
نرخ ساختوساز پایین
و فقدان هماهنگی بین دولتهای ایالتی و فدرال
این فشارها باعث میشود قیمتها در مسیر رشد باقی بمانند، و وقوع یک سقوط ملی قیمتها بسیار بعید بهنظر برسد بهویژه در سابربهای انتخابشده با پتانسیل رشد واقعی.
خریداران باید روی چه چیزی تمرکز کنند؟
زمان در بازار و زمانبندی بازار
بهجای منتظر ماندن برای سقوطی که شاید هرگز رخ ندهد، سرمایهگذاران آگاه تمرکزشان را روی فرصتهایی میگذارند که همین حالا معنا دارند.
یعنی چه؟
یعنی نگاه به سابربهایی که تاریخچه رشد کندی داشتهاند، اما حالا نشانههای تقاضای تازهای در آنها دیده میشود.
مناطق با قیمت زیر ۵۰۰ هزار دلار معمولاً:
بازدهی اجارهای قویتری دارند
و از نظر ورود به بازار مقرونبهصرفهتر هستند
نشانههای رشد آینده را دنبال کنید:
پروژههای زیرساختی جدید
مراکز اشتغال منطقهای
بهبود محدودههای مدارس (School Catchments)
این عوامل معمولاً محرک اصلی افزایش قیمت هستند.
جمعبندی
نظریه چرخه ۱۸ ساله شاید روی کاغذ منظم بهنظر برسد، اما واقعیت بازار مسکن استرالیا چیز دیگری است. اگر منتظر سقوطی بمانید که شاید هیچوقت رخ ندهد، ممکن است در حالی که دیگران جلو میروند، شما در جا بزنید.
در عوض، تمرکزتان را بگذارید روی اصول واقعی بازار:
عرضه و تقاضا
رشد جمعیت
و فرصتهایی که پشتوانهی واقعی دارند
تصمیم بعدی شما در سرمایهگذاری ملکی باید بر پایه دادهها گرفته شود، نه بر پایه نظریههای تکراری.
اگر از خودت میپرسی کی زمان مناسب برای خریدن یا سرمایهگذاری در ملک است،
واقعیت اینه که پاسخش توی تئوریها نیست توی درک بازار واقعی و تحلیل دادههاست.
شبکههای اجتماعی
ایمیلت رو بنویس تا تحلیلهاى بازار، فرصتهاى سابربها و ابزارهاى رایگان مثل چکلیست و قوانین مالیاتى رو مستقیم تو اینباکست بگیرى.
© ۲۰۲۶ رایان امینالهی – همه حقوق محفوظ است. | سیاست حفظ حریم خصوصی
این وبسایت توسط AbodeFinder Pty Ltd در استرالیا اداره میشود.
تمام محتوا جنبهی آموزشی و عمومی دارد و «توصیه مالی شخصی» یا «توصیه اعتباری (Credit Advice)» محسوب نمیشود.