خیلی از سرمایهگذارها هنوز بازار را از زاویهی اشتباه نگاه میکنند. سؤالشان این است که آیا شهرهای بزرگ بهترند یا مناطق خارج از مرکز، انگار که کل تصمیم فقط همین باشد.
در حالی که اینطور نیست. فیلتر بهتر این است: قیمت ورود، توان نگهداری ملک، مهاجرت، حجم عرضهی جدید، ریسک خالی ماندن و عمق اقتصادی محلی. ما در ابودفایندر با همین نگاه بازار را بررسی میکنیم و در حال حاضر این نگاه، توجه بیشتری را به سمت شهرهای درجهدوم جلب میکند.
نه به این خاطر که هر بازار خارج از مرکز خرید خوبی است. نه به خاطر هیجان سبک زندگی. و نه به این دلیل که شهرهای بزرگ دیگر مهم نیستند.
نشانهی اصلی سادهتر از این حرفهاست. ارزش املاک مسکونی در مناطق خارج از مرکز، در سه ماه منتهی به ژانویهی ۲۰۲۶ به اندازهی ۳.۲ درصد رشد کرده، در حالی که این عدد برای مجموع شهرهای بزرگ ۲.۱ درصد بوده است. این یعنی این بخش از بازار، حتی بعد از جهش اولیهی پساکرونا، هنوز هم شتاب خودش را حفظ کرده است.
برای خریدارها و سرمایهگذارهایی که حدود ۶۰۰ هزار دلار بودجه دارند، این موضوع مهم است. در یک شهر بزرگ، این بودجه معمولاً یعنی باید روی کیفیت، زمین یا موقعیت مصالحه کنی. اما در شهر درجهدومِ درست، ممکن است هنوز بتوانی زمین، بازده اجارهای بهتر و نگهداری راحتتر بخری. این موضوع تصمیم را آسان نمیکند. اما قطعاً ارزش بررسی جدی را دارد.
روایت قدیمی این بود که بازارهای خارج از مرکز به خاطر کرونا، دورکاری و بههمریختگی موقت شرایط رشد کردند. فرض هم این بود که وقتی دنیا به حالت عادی برگردد، تقاضا دوباره به سمت شهرهای بزرگ برمیگردد و قدرت این بازارها کمرنگ میشود.
اما این اتفاق به آن شکل واضحی که خیلیها فکر میکردند نیفتاد.شاخص جابهجایی به مناطق خارج از مرکز نشان میدهد مهاجرت از شهرهای بزرگ به این مناطق هنوز هم بالاتر از سطح قبل از کروناست. در سهماههی منتهی به مارس ۲۰۲۵، تعداد افرادی که از شهر به منطقه رفتند، ۲۷ درصد بیشتر از کسانی بود که مسیر برعکس را رفتند. همچنین خالص مهاجرت به مناطق خارج از مرکز استرالیا نسبت به یک سال قبل ۱۱.۸ درصد بیشتر بوده است.
این مهم است، چون بازار ملک با حرف و تحلیل جابهجا نمیشود. بازار وقتی حرکت میکند که آدمها واقعاً محل زندگی، اجاره و خریدشان را عوض کنند.
از طرف دیگر، یک نیروی تقاضای بزرگتر هم پشت این موضوع هست. پژوهشی که مؤسسهی استرالیای خارج از مرکز منتشر کرد نشان داد در اواخر سال ۲۰۲۴، ۴۰ درصد از ساکنان شهرهای بزرگ به فکر نقلمکان به مناطق خارج از مرکز بودند؛ در حالی که این عدد در سال ۲۰۲۳ فقط ۲۰ درصد بود. از بین کسانی که به این جابهجایی فکر میکردند، ۶۱ درصد گفته بودند که میخواهند این کار را در پنج سال آینده انجام دهند. پس اصل ماجرا واقعی است. اما صرفاً یک روند کلی، برای تصمیم خرید کافی نیست.
اینجا همان جایی است که خیلی از سرمایهگذارها مسیر را گم میکنند.
یک شهر معدنی، یک شهر ساحلی وابسته به گردشگری، یک مرکز کشاورزی و یک شهر درجهدوم با اقتصاد متنوع، یک بازار نیستند. اینکه همه را زیر یک عنوان جمع کنیم، بیشتر از اینکه توضیح بدهد، واقعیت را پنهان میکند.
دستهبندی مفیدتر، شهر درجهدوم یا قطب بزرگ منطقهای است. جاهایی که جمعیت، خدمات، شغل و زیرساخت کافی دارند تا بتوانند تقاضای مسکن پایدارتری بسازند.
مؤسسهی استرالیای خارج از مرکز میگوید شهرهای منطقهای، یعنی مراکزی با بیش از ۵۰ هزار نفر جمعیت و اقتصاد متنوع، حالا ۵.۶۲ میلیون نفر جمعیت دارند و از سال ۲۰۱۹ تاکنون ۷.۴ درصد رشد کردهاند. مناطق سبکزندگیِ متصل هم در همین بازه ۹.۱ درصد رشد داشتهاند.
اینجاست که استدلال قویتر میشود.
شهری که مقیاس دارد، معمولاً فقط یک عامل تقاضا ندارد. فقط یک نوع خریدار ندارد. فقط یک دلیل برای ماندن مردم ندارد. این ریسک را از بین نمیبرد، اما نسبت به یک شهر کوچک که وابسته به یک کارفرما، یک صنعت یا یک داستان است، احتمال موفقیت را بالاتر میبرد.
و سرمایهگذاری در ملک همیشه بازیِ احتمالهاست، نه قطعیتها.
این فقط داستان مهاجرت نیست. داستان توان خرید هم هست. دادههای ادارهی آمار استرالیا نشان میدهد جمعیت مناطق خارج از مرکز این کشور در بازهی ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۴، به اندازهی ۱۱۳ هزار و ۸۰۰ نفر رشد کرده است. جمعیت استرالیا هم تا ژوئن ۲۰۲۴ به ۲۷.۲ میلیون نفر رسیده و این رشد هم در شهرهای بزرگ پخش شده و هم در مناطق خارج از مرکز.
وقتی خریدارها دیگر از پس خرید خانههای مستقل در شهرهای بزرگ برنمیآیند، ناگهان علاقهشان به زمین، فضا یا وام قابلمدیریت از بین نمیرود. فقط نقشه را عوض میکنند.
اینجاست که شهرهای درجهدوم مهم میشوند. همان بودجهای که در یک شهر بزرگ فقط یک دارایی کوچک یا پُر از مصالحه برایت میخرد، ممکن است در یک شهر منطقهای بزرگ هنوز یک خانهی مستقل برایت بخرد. در بعضی موارد، این یعنی بازده اجارهای بهتر و فشار کمتر روی جریان نقدی.
این به آن معنا نیست که شهر درجهدوم همیشه عملکرد بهتری دارد. معنایش این است که توازن بین سود و ریسک عوض شده است.
و این توازن الان مهمتر هم شده، چون قیمت ورود و توان نگهداری ملک دارد از داشتن یک نشانی معروف مهمتر میشود.
نسخهی پرسروصدای این داستان این است که «بازارهای خارج از مرکز دوباره دارند میترکانند».
اما نسخهی بهتر، کاربردیتر است.
اینها مهماند:
رشد قیمت در مناطق خارج از مرکز اخیراً از شهرهای بزرگ جلو زده است.
مهاجرت داخلی به این مناطق هنوز بالاتر از الگوهای قدیمی است.
شهرهای منطقهای بزرگتر و مناطق سبکزندگیِ متصل همچنان در حال رشد جمعیت هستند.
این ترکیب مهم است، چون به وجود یک پایگاه واقعی تقاضا اشاره میکند، نه فقط یک موج احساسیِ کوتاهمدت.
حالا بخش مهمی که بیشتر مردم متوجهش نمیشوند این است که موج بعدی تقاضا شاید از طرف سرمایهگذارهایی که دنبال یک موضوع داغ هستند نیاید. ممکن است از طرف خریدارهای عادی بیاید؛ آدمهایی که از شهرهای بزرگ جا ماندهاند اما هنوز میخواهند یک دارایی درستوحسابی با کمی زمین زیر پایشان بخرند.
این معمولاً منبع سالمتری از تقاضاست تا صرفاً سفتهبازی.
گلدکست نمونهی واضح این بحث است، چون دقیقاً وسط همین گفتوگو قرار دارد.
پیشبینیهای دولت کوئینزلند نشان میدهد جمعیت منطقهی آماری شماره چهارِ گلدکست از حدود ۶۵۰ هزار نفر در سال ۲۰۲۱، تا سال ۲۰۴۶ در سناریوی میانی به حدود یک میلیون نفر میرسد.
این یک پشتوانهی بلندمدت جدی است.
اما رشد قوی جمعیت، بهصورت خودکار هر ملکی را در آنجا به خرید خوب تبدیل نمیکند. ممکن است یک بازار، داستان بلندمدت درستی داشته باشد، اما باز هم درونش ملک ضعیف، بخشهای اشباعشده، ریسک سیل یا قیمت ورود بیش از حد کشیدهشده داشته باشد.
اینجاست که سرمایهگذار باید منضبط باشد. داستان خوب یک شهر، با خرید خوب یکی نیست.
این حرف دربارهی گلدکست درست است. دربارهی نیوکاسل، جیلانگ، بالارات، بندیگو، توومبا و خیلی از بازارهای شهرهای درجهدومی که مردم دوست دارند دربارهشان حرف بزنند هم درست است.
اولین ریسک، انتخاب خود ملک است.
یک شهر قوی، باز هم میتواند محلههای ضعیف داشته باشد. یک محلهی خوب، باز هم میتواند خیابانهای ضعیف داشته باشد. و یک خیابان قابلقبول، باز هم میتواند محصول اشتباه داشته باشد. اگر خود ملک اشتباه باشد، داستان کلیِ بازار نجاتش نمیدهد.
دومین ریسک، عرضه است.
بعضی از شهرهای درجهدوم در سطح کلی شهر خوب به نظر میرسند، اما در بعضی بخشها، ساختوساز جدید میتواند روی اجاره و قیمت فشار بگذارد. این موضوع مخصوصاً در مناطقی که آپارتمان زیاد دارند یا در شهرکهای حاشیهای با حجم آزادسازی زمین بالا، مهمتر است.
سومین ریسک، عمق اقتصادی ضعیف است.
رشد جمعیت کمک میکند، اما وقتی ماندگارتر میشود که پشتش یک اقتصاد محلی متنوع باشد. بهتر است فقط یک محرک برای شغل و درآمد وجود نداشته باشد. وگرنه تقاضا میتواند سریعتر از چیزی که فکر میکنی ضعیف شود.
چهارمین ریسک، توان نگهداری ملک است.
ملک فقط وقتی به درد میخورد که بتوانی نگهش داری. اگر ذخیرهی نقدیات کم است، بدهیات کش آمده و معامله فقط در سناریوی خوشبینانه جواب میدهد، آن موقع با یک چیدمان قوی طرف نیستی.
یک قاعدهی ساده: اگر یک بازار ارزانتر هم کیفیت داراییات را بهتر میکند و هم توان نگهداریات را، ارزش توجه دارد. اما اگر فقط روی کاغذ ارزانتر است و در عوض تقاضای ضعیف، نقدشوندگی پایین یا ریسک افت بالایی دارد، نه.
نپرس که آیا شهرهای درجهدوم از شهرهای بزرگ بهترند یا نه.
یک سؤال دقیقتر بپرس: با بودجهی تو، کجا بهترین ترکیبِ کمیابی، توان نگهداری و تقاضای آینده را میگیری؟
این چارچوب تصمیمگیری خیلی بهتر است.
برای بعضی خریدارها، جواب هنوز هم یکی از شهرهای بزرگ خواهد بود. برای بعضی دیگر، مخصوصاً در بودجههای پایین تا متوسط، یک شهر درجهدوم ممکن است دارایی باکیفیتتر و سناریوی پایهی تمیزتری بدهد.
نکتهی اصلی این است که خود «داستان بازار» را نخری. محله، خود ملک و اعداد را تحت فشار بررسی کن.
یعنی مهاجرت، خالیبودن، حجم عرضهی جدید، شغلهای محلی، ریسک سیل و آتشسوزی، بازده اجارهای و توان بازپرداخت را چک کنی. و همینطور با خودت صادق باشی که اگر نرخها مدت بیشتری بالا بمانند، واقعاً چه چیزی را میتوانی نگه داری.
شهرهای درجهدوم دیگر در گفتوگوی بازار ملک استرالیا یک گزینهی حاشیهای نیستند.
دادهها میگویند این بخش از بازار هنوز از فشار توان خرید، مهاجرت داخلی و شتاب قیمتی قویتر از مجموع شهرهای بزرگ سود میبرد.
این به آن معنا نیست که هر بازار خارج از مرکزی برنده میشود. معنایش این است که سرمایهگذاری که این بخش از بازار را نادیده میگیرد، شاید دارد بخش واقعیای از موج بعدی را نادیده میگیرد.
این همان نشانهی اصلی است.
سروصدا آنجاست که فکر کنیم همهی بازارهای خارج از مرکز مثل هم هستند، یا اینکه یک داستان کلان بزرگ دیگر نیاز به انتخاب درست دارایی و کنترل ریسک را از بین میبرد.
اگر خانهاولی هستی و هنوز مطمئن نیستی با بودجهات باید کجا بخری، چه نوع ملکی برایت منطقیتر است، یا اصلاً الان زمان ورودت هست یا نه، اول دورهی رایگان مبانی خرید خانه اول را ببین. این دوره برای کسانی ساخته شده که بین خانه و آپارتمان، نزدیک شهر و دورتر از شهر، یا خرید الان و صبر کردن گیر کردهاند و میخواهند قبل از هر تصمیم بزرگ، با فکر روشنتری جلو بروند. 
برای شروع، برو به صفحهی دورهی رایگان و دسترسیات را بگیر: دورهی رایگان مبانی خرید خانه اول. در این دوره یاد میگیری چطور برنامهی خرید خودت را بچینی، بودجهی واقعیات را بفهمی و بین گزینههای مختلف تصمیم منطقیتری بگیری.
شبکههای اجتماعی
ایمیلت رو بنویس تا تحلیلهاى بازار، فرصتهاى سابربها و ابزارهاى رایگان مثل چکلیست و قوانین مالیاتى رو مستقیم تو اینباکست بگیرى.
© ۲۰۲۶ رایان امینالهی – همه حقوق محفوظ است. | سیاست حفظ حریم خصوصی
این وبسایت توسط AbodeFinder Pty Ltd در استرالیا اداره میشود.
تمام محتوا جنبهی آموزشی و عمومی دارد و «توصیه مالی شخصی» یا «توصیه اعتباری (Credit Advice)» محسوب نمیشود.